هه ـ ناسي ناربُني ارتباط داشت، از قرار معلوم در لونل (نزديك مونپليه) زاده شد؛ پيش از او جدش و پدرش در آنجا رابي بودند. سال 1303 در مونپليه بود؛ هنگامي كه در 22 ژوئيهٴ سال 1306 فيليپ زيبا يهوديان را از فرانسه راند، او به آرل و سپس به پرپينيان رفت. در سال 1310 هنوز زنده بود.
آبه ماري از رهبران يهوديت محافظهكار جنوب فرانسه و كاتالونيا در برابر پيروان ابن ميمون بود. اين مبارزه بر ضد حكمت مشا و آزادانديشي نسبي كه درحدود 1231 ـ 1235 در مونپليه آغاز شده بود، مقارن سال 1290 به شرق گسترش يافت، ولي در آغاز سدهٴ چهاردهم با شور و شدت بيسابقهاي در جنوب فرانسه تجديد شد. رهبر عمدهٴ ابن ميمونيان يعقوب بن ماهر بن تبون (سيزدهم ـ 2) بود. آبه ماري نامههاي زيادي به سليمان بن ادرت بارسلوني و ديگر رابيان نوشت تا سرانجام توانست مجازات تكفير را، كه بهوسيلهٴ سليمان بن ادرت در شوراي كنيسهٴ بارسلون در سال 1305 مطرح شده بود، بهدست آورد (مقدمه 2، 1772).
با اخراج يهوديان از فرانسه در سال 1306 موقتاً غائله خوابيد. هنگامي كه آبه ماري در غربت بود، مجموعهاي از 104 نامهٴ مربوط به اين بحثها را همراه با ديباچه و مقدمهاي در 18 فصل تدوين كرد. اين كتاب
ارمغان غيرت نام دارد. هدف موٴلف (بنابر ديباچهاش) بازداشتن جوانان از مطالعهٴ آثار خطرناك بود. آبه ماري در مقدمه ايمان خود را بيان ميكند: انسان بايد به تورات ايمان داشته باشد، بيآن كه براي اين يا آن مطلبش دنبال دليل بگردد. سه اصل اساسي ايمان عبارت است از شناخت خدا، خلقت عالم و سبب سازي الاهي. خدا جاويد، يگانه، غيرمادّي و دانا به هر چيزي است و جهان را از هيچ آفريده است. وقتي ايمان كسي دقيقاً دراين محدوده باشد، ديگر در
تورات شك نميكند و براي معجزات و دستورهاي ديني دنبال دليل و تأويل تازه نميگردد ــ كاري كه برخي از فضلاي زمانه ميكنند.
چنين مناقشهاي به زودي ممكن بود به يك دودستگي و انشعاب ديني منجر شود، جز اينكه در دين يهودي سلسلهمراتب روحاني وجود نداشت. اين مناقشه با اسنادي كه آبه ماري و (كسان ديگر از همان قبيل) تدوين كردند و تكفيرهاي محلي، از قبيل موردي كه در سال 1305 در بارسلون پيش آمد، آغاز شد و پايان گرفت، در واقع امر، نهضت ابن ميمون و آزادانديشي در ميان يهوديان، در سدهٴ چهاردهم نيرومند بود.
2. يهوديان اسپانيا
ويدال دو تولوزا
ويدال دو تولوزا. اديب يهودي اسپانيايي، كه احتمالاً در نيمهٴ اول سدهٴ چهاردهم در كاتالونيا ميزيست و به عربي و عبري مينوشت. نميدانيم آيا نام او منسوب به تولوز در لانگدوك است يا تولوزا در گيپوزوا؛ منشأ اسپانيايي بيشتر پذيرفتني است تا فرانسوي.